عباس ما را كافي است
در روايت آمده است كه :
در روز قيامت،حضرت ختمي مرتبت(ص)به امير مؤمنان(ع) مي فرمايد:
به فاطمۀ زهرا(س) بگو در اين اوضاع هراس انگيز و وحشت زا
براي نجات شيعيان چه داري؟
فاطمۀ اطهر (س) در پاسخ مي فرمايد:
«يا اميرَالمؤمنين ! كَفانا لِأجْلِ هذا المَقامِِِِِِ الْيَدان
الْمَقطوعَتان مِنُ اِبُنَي العَباس»
«اي امير مؤمنان ! براي شفاعت و نجات شيعيان از عذاب
جهنم،دو دست بريدۀ فرزندم عباس كافي است»
«دادي دو دست و دست دو عالم به سوي توست»
قربان عاشقي كه شهيدان كوي عشق
در روز حشر، رتبۀ او آرزو كنند
عباس نامدار، كه شاهان روزگار
از خاك كوي او، طلب آبرو كنند
سقاي آب بود و لب تشنه جان سپرد!
مي خواست تا كه آب كوثرش اندر گلو كنند
دستش فتاد، داد خدا دست خود به وي
آنان كه منكرند، بگو روبرو كنند
گردست او نه دست خدايي است پس چرا
از شاه تا گدا همه رو سوي او كنند؟!
دربار او چو قبلۀ ارباب حاجت است
باب الحوايجش همه جا گفتگو كنند







