چون مرتضي قنداقۀ عباس را دربرگرفت
چونان كه گفتي مصطفي،بردست خودحيدرگرفت
بوسه بردستان زد و ازديدگان گوهرگرفت
زان ماجرا،غم بردل وبرجان آن مادرگرفت
گفتامگرعيبي بوددراين دودست نازنين
شه گفت:ني،دركربلاگرددجداازظلم و كين
آري كه خوداين دست ها،بايدعلمداري كند
درراه سبط مصطفي،ازجان فداكاري كند
برحفظ ناموس خدا،نيكو وفاداري كند
ازقتل قوم مشركين سيلاب خون جاري كند
آن دم فداكاري او،مقبول و مستحسن شود
كو همچو جعفرعم خود،دستش جدا ازتن شود
|+|
نوشته شده توسط ساقی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 17:21

